شکمو های عزیز

خودم :چای
پست های فیسبوی خنده در حد مرگ

خودم :چای

د ِ بگيريد قورتش داد :دي
عاغا يه مدتي هست لطفتون به ما خيلي خيلي كم شده ! يعني خيلي خيلي!
نه نظري نه گوگل پلاسی!
اخه يكم انصاف داشته باشين بي مروت ها!
الا اينو ميخونين راحت از پيشش رد ميشين ! دِ نكنين اين كارو خواهراي من ! برادراي من!
یه ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﺑﻪ ﻳﻪ پسره ﮔﻔﺘﻢ،
میای ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻳم؟
ﮔﻔﺖ نه!
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﭼﺮﺍ؟
ﮔﻔﺖ ﭼﻮﻥ ﻣﺘﺎﻫﻠﻢ!!!
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻛﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻱ؟!
ﮔﻔﺖ ﺩﻩ ﺳﺎﻝﭘﻴﺶ!
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺑﭽﻢ ﺩﺍﺭﻱ؟
ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺍﺭﻡ!
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻨﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦﻧﮕﻔﺘﻲ؟
ﮔﻔﺖ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻤﺸــ رو ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻲ :|
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻳﻨﻲ ﭼﻲ؟؟؟
ﮔﻔﺖ :ﺑﻠﻪ ﻣﻦ داییتم، ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﺎﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺗﻮ ﻓﻴــ* ـﺴـــ !ﺒﻮﻙ ﭼﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﻣﻴﻜﻨﻲ!! :|
ارسال شده توسط :مبینا خانوم

از کسی که دلـــ❤ــــش گرفته.......
نپرسید: چرا؟!.....
آدمها وقتی نمی توانند "دلیل ناراحتیشان " را بیان کنند....
دلــ❤ـــشان میگیرد...!!
با داییم رفته بودم موبايل بخریم،
داییم به فروشنده ميگه: به نظر شما كدوم رنگو بخريم؟
فروشنده: والا اين به سليقه يشخصيتون بر ميگرده من نميتونم نظري بدم!
داییم: حالا شمااااا اگه بودي كدومو ميخريدي؟
فروشنده: چي بگم والا!! شما بايد بپسندين سليقه ها متفاوته!
داییم: سليقه ي شما كدومو ميپسنده؟
فروشنده: والا من اگر بودم نقره اي رو ميخريدم!
داییم: پس اگر زحمتي نيست اون مشكي رو به ما بده!
فروشنده با تعجب گفت، چراا مشكي؟!!
داییم: اون نقره ايه حتمااااا مشكلي داره كه اصرار داري به مااا بندازيش ديگه :|